دیدگاه عرفانی امام محمّد غزّالی و جلال‌الدّین مولوی در باب رؤیت خداوند

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

روش پژوهشی مقاله از نوع تحلیل محتواست. هدف مقاله مقایسه و بیان تمایز و تشابه دیدگاه غزالی و مولوی درباره­ی امکان رؤیت خداوند است. هر دو در مسلک کلامی، اشعری، و معتقد به رؤیت خداوند هستند، امّا آنان درباره‌ی کیفیت، محل و ابزار رؤیت خداوند نگرش و تفسیر عرفانی هم دارند. دیدگاه کلامی غزّالی غالب بر دیدگاه عرفانی او، امّا دیدگاه عرفانی مولوی غالب بر دیدگاه کلامی اوست. غزّالی بعد از بحث­های فراوان کلامی و عرفانی، سرانجام همانند اشاعره، خداوند را نه در دنیا، بلکه در آخرت و فقط برای مؤمنان باچشم سَر قابل رؤیت می­داند، امّا مولوی مقلد صرف کلام اشاعره نیست. او خداوند را در دنیا و آخرت با چشم دل قابل مشاهده، و چشم سَر را همیشه از دیدن خداوند ناتوان می­داند. او چشم سَر را از حواس مشترک میان انسان و حیوان می­داند که دیدن با آن، فضیلتی برای انسان به بار نمی­آورد، امّا انسان حواس باطنی نیز دارد که مایه­ی کرامت انسانی است و رؤیت نیز با همان حواس باطنی ممکن خواهد بود.

کلیدواژه‌ها