مؤلفههای نوعی «الاهیات سرزمین موعود» در کتابمقدس عبری دیده میشود. نویسندگان کوشیدهاند این الاهیات را، که بهطبع در دورههای مختلف یهودیت کتابمقدسی دچار تغییرات و تحولاتی شدهاست، از شکلگیری اندیشۀ «سرزمین موعود» در داستان حضرت ابراهیم تا ویرانی معبد نخست پیگیری کنند. مطابق این الاهیات، خدای تاریخ کوشیده قوم نمونهای تشکیل دهد تا راهنمای دیگر اقوام گردد. برای این مقصود، لازم بود آن قوم صاحب سرزمین گردد. با این حال، سکونت قوم در سرزمین بلهوسانه نیست، بلکه مطابق با موازین عدالت الاهی است: ساکنان پیشین فساد پیشه کردهاند، ازاینرو به دست قوم دیگری شکست خواهند خورد. سکونت این قوم دیگر (بنیاسرائیل) در سرزمین و استمرار این سکونت مشروط به پایندی به شریعت و اجرای عدالت است. ازاینرو، هرگاه قوم این دو را نادیده میگیرد، سرزمین به خروش میآید و آنها را در آستانۀ اخراج و تبعید قرار میدهد. از این الاهیات کتابمقدسی استنباط میشود که رژیم صهیونیستی مشروعیت دینی ندارد ولو از استعارههای دینی استفاده کند، و با این مسیری که در پیش گرفته زمینهساز شکست و ویرانی خود خواهد شد.