جایگاه انگارۀ دین در نظام فلسفی هگل

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فلسفۀ دین دانشگاه تهران

2 استادیار گروه فلسفۀ دین دانشگاه تهران

چکیده

هگل دیدگاهی تاریخی دربارۀ دین و سیر تکامل آن دارد. این سیر با حرکت روح از نازل­ترین مرتبه آغاز می‏شود و تا رسیدن به عالی­ترین جایگاه -روح مطلق- ادامه می‏یابد؛ روح آدمی با گذار از هنر، به دین می‏رسد و سپس، به‏سوی عقلانیت محض حرکت می­کند. در این مقاله، در پی آنیم تا نخست، به شیوه­ای توصیفی، معانی متفاوت مورد نظر هگل از انگارة دین را، در دوره­های مختلف فکری وی، بیان ­کنیم؛ سپس، به پدیدارشناسیِ تاریخیِ این انگاره از دید وی خواهیم پرداخت. هگل معتقد است که انگارۀ دین ماهیت دوگانه­ای دارد: ازیک‏سو، متشکل از امر حسی- هنری و ازسوی‏دیگر، دارای وجهی مفهومی-فلسفی است؛ براساس همین نگرش، انگارۀ دین را به‏عنوان یک حد وسط منحصربه‏فرد، نسبت به دیگر واسط­ها، در سیر تکامل روح تبیین می‏کنیم. علاوه بر این، از تأثیر صورت سه­گانة اقانیم مسیحی بر تلقیِ دیالکتیکیِ هگل از سیر تاریخیِ روح یاد خواهد شد، به­مثابۀ امری که خوانش­های متفاوت و گاه متضاد از فلسفۀ هگل به دست می‏دهد.

کلیدواژه‌ها