کوان (کتاب غولان مانی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه بوعلی سینا همدان

چکیده

نویسندگان و دانشمندان اسلامی از جمله ابن ندیم، بیرونی - شهرستانی و یعقوبی دانسته­های ارزشمند خود را درباره مانی و دین او در نوشته­های خود آورده­اند و این همه پیش از آن است که اروپاییان شناخت درستی از این دین فراموش شده داشته باشند. ابن ندیم چنان با درستی و گزارش گونه و بی‌هیچ پیش داوری­ای درباره این دین سخن گفته است که در جهان باستان بی سابقه است. هرچه که او گفته نیز پس از یافتن دست نوشته­های مانوی تأیید شد. از جمله در گفتار او درباره دین مانوی در الفهرست، نام کتاب­های مانی نیز آمده است که یکی از آنها کوان (کتاب غولان) است. هنینگ (1943) نخستین کسی است که قطعه­های تورفانی کوان را بازشناسی کرد. زوندرمان (1973 و 1984) چند قطعه دیگر را منتشر ساخت. وی (1994) چند قطعه سغدی و ویلکنس (2000 و 2016) قطعه­های اویغوری را منتشر ساخت. مورانو (2009 و 2011) چند قطعه دیگر سغدی را منتشر کرد.  ابن ندیم پس از نام بردن از کتاب غولان گویا درباره محتوایش نیز سخن گفته بود که متاسفانه در همه دست نوشته­ها، این بخش از میان رفته است. در این جستار کوشش شده تا گفته­های ابن ندیم و دیگر دانشمندان اسلامی با دست نوشته­های یافت شده از کوان سنجیده شود تا از این راه بتوان به شناختی کلی از محتوای کتاب غولان و ساختارش دست یافت.
 

کلیدواژه‌ها


]1[. آلبری، سی.آر.سی. (1357). زبور مانوی، مترجم: اوالقاسم اسماعیل پور، تهران، فکر روز.

]2[. ابن ابی یعقوب، احمد. (2536). تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

]3[. ابوالقاسمی، محسن. (1379). مانی به روایت ابن ندیم: ترجمه متن عربی الفهرست ابن ندیم، تهران، طهوری.

]4[. افشار شیرازی، احمد. (1335). مانی و دین او، تهران، انجمن ایران­شناسی.

]5[. بختیاری، آرمان. (1397). "چند قطعه دیگر از کتاب غولان مانی؟ بررسی قطعه­های احتمالی سغدی از کوان»، مجموعه مقالات سومین همایش بین­المللی زبان­ها و گویش­های ایرانی (گذشته و حال)، به کوشش محمود جعفری دهقی و شیما جعفری دهقی، تهران، مرکز دایر المعارف بزرگ اسلامی، صص 233-278.

]6[. بختیاری، آرمان، درویشی، سپیده. (1394). «بازسازی انجیل زنده مانی بر پایه متن­های ایرانی مانوی، یونانی، قبطی و اسلامی، ادیان و عرفان، سال 48، شماره دوم، پاییز و زمستان، صص 185-206.

]7[. تفضلی، احمد. (1376). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران، سخن.

]8[. زوندرمان و ورنز. (738). «پیشینه، جایگاه و برنامه­های پژوهش­های تورفانی، ترجمه آرمان بختیاری، نامه فرهنگستان، سال 5،شماره 3،صص175-186،  تهران،

]9[. زوندرمان، ورنر. (1393). اندرز منوهمدروشن، ترجمه آرمان بختیاری، تهران، پژهشگاه علوم انسانی.

]10[. عزیزی، نصرالله. (1393). بررسی تطبیقی دین مانی در متن­های عربی با آموزه­های دین مانی، استاد راهنما دکتر آرمان بختیاری، همدان، دانشگاه بوعلی سینا.

]11[. مسعودی، علی بن حسین. (1938). التنبیه و الاشراف، قاهره، مکتبه شرق الاسلامیه و مطبعها

 [12]. Boyce,M.(1975).A Reader of Manichaean Middle Persian and Parthian,Acta Iranica 9a,Tehran,Leiden.

[13]. Colditz, Iris (1987). ”Bruchstüke manichäisch–parthischer  Parabelsammlungen”, Altorientalische  Forschungen,XIV,PP.274-313.

[14]. Durkin-Meisterernst,D.(2011).”Literarische Termini in mitteliranischen manichäischen Texte, Der östlische Manichäismus,  Berlin,Walter de Gruyter .PP.27-45.

[15]. Henning,W.B.(1943).”The Book of Giants”, Bultein of the school of oriental and African studies, 11, 1, PP.52-74.

[16]. Hutter,M.(2004).”Zur Funktion des Beginns von Manis Gigantenbuch”,Turfan Revisited-The first century of Research into the arts and cultures of the Silk Road,edited by Desmond Durkin-Meisterernst and the oders,Berlin,Dietrich Reimer Verlag,PP.134-137.

[17]. Kessler, K. (1889). Mani, Forschungen über die Manichäische Religion, Berlin, Druck und  Verlag   von Georg Reimer.

[18]. Morano.E.(2009).”If they had lived …, A sogdian-parthian Fragment of manis Book of Giants”,Exegisti Monumenta, Iranica 17 by Werner  Sundermann and  the others,Wiesbaden,PP.325-330.

[19]. Morano,E.(2011).”New Research on Monis Book of Giants”,Der  östliche Manichäismus,Herausgegeben von Zekine Özertural,Germany,De Gruyters, PP.101-111.

[20]. Sundermann,W.,(1973).Mittelpersische und parthische kosmogonische und Parabeltexte der Manichär,Berlin,BT IV.

[21]. Sundermann,W.,(1984).”Ein weiteres Fragment aus Manis Gigantenbuch”, Orientalia, Leiden, PP.491-505.

[22]. Sundermann,W.,(1994).”Manis  book of Giants  and the Jewish book s of enoch”,Sh.Shaked ,A.Netzer(Hrg.),Irano Judica,III,Jerusalem,PP.40-48.

[23]. Wilkens,J.,(2000).”Neue Fragmente aus Manis Gigantenbuch”, ZDMG 150, PP.133-176.

[24]. Wilkens,J.,(2011).”Funktion und gattungsgeschichtliche Bedeutung des manichäischen Gigantenbuchs”,Der östliche  Manichäismus,Herausgegeben von Zekine Özertural und Jens Wilkens,DE Gruyter,PP.63-85.

[25]. Wilkens,J.,(2016).”Remarks on the Manichaean book of Giants: once again on Mahaways Mission to Enoch “,Ancient tales of Giants from Qumran and Turfan,edited by Matthew Goff and the others ,Germany, Mohr Siebeck,PP.213-230.